در ذهن بسیاری از خریداران، افت قیمت خودرو بهطور طبیعی بهعنوان یک سیگنال مثبت برای ورود به بازار تلقی میشود؛ اما تجربه بازار خودرو در ایران نشان داده است که کاهش قیمتها لزوماً به معنای ایجاد فرصت واقعی برای خرید نیست. در بسیاری از مقاطع، افت قیمت نهتنها به افزایش معاملات منجر نشده، بلکه رکود بازار را عمیقتر کرده است.
بازار خودرو ایران بیش از آنکه تابع قواعد کلاسیک عرضه و تقاضا باشد، تحت تأثیر متغیرهای بیرونی مانند نرخ ارز، انتظارات تورمی و فضای روانی اقتصاد حرکت میکند. در چنین شرایطی، کاهش قیمتها معمولاً ناشی از تغییرات کوتاهمدت در بازار ارز یا اخبار سیاسی است، نه بهبود ساختاری در تولید یا افزایش عرضه واقعی خودرو.
یکی از دلایل اصلی بیاثر بودن کاهش قیمتها، «انتظار کاهشی» در میان خریداران است. زمانی که بازار با افت قیمت مواجه میشود، بسیاری از متقاضیان خرید تصمیم میگیرند دست نگه دارند، به این امید که قیمتها باز هم پایینتر بیاید. این رفتار باعث میشود حجم معاملات کاهش پیدا کند و بازار وارد فاز سکون شود؛ حتی اگر قیمتها نسبت به گذشته کمتر شده باشد.
از سوی دیگر، فروشندگان نیز در چنین فضایی تمایل چندانی به عرضه گسترده ندارند. آنها معمولاً افت قیمت را موقتی میدانند و امیدوارند با بازگشت نرخ ارز یا تغییر شرایط اقتصادی، قیمتها دوباره صعودی شود. نتیجه این وضعیت، بازاری است که در آن قیمتها پایینتر آمده اما خودرو کمتری معامله میشود.
نکته مهم دیگر، فاصله میان «قیمت اعلامی» و «قیمت معاملهشده» است. در دورههای رکود، بسیاری از قیمتها صرفاً روی کاغذ یا در آگهیها کاهش مییابد، اما در عمل، معاملات واقعی با همان قیمتهای قبلی یا با اختلافی ناچیز انجام میشود. این موضوع باعث میشود تصور کاهش قیمت در ذهن مصرفکننده شکل بگیرد، بدون آنکه در بازار واقعی محقق شود.
در نهایت، میتوان گفت زمان مناسب خرید خودرو نه صرفاً زمانی است که قیمتها کاهش پیدا میکند، بلکه زمانی است که بازار به ثبات نسبی رسیده، انتظارات تورمی کنترل شده و فاصله میان عرضه و تقاضا کاهش یافته باشد. در غیر این صورت، افت قیمتها بیشتر یک واکنش روانی است تا یک فرصت واقعی.

