بازار خودرو در ایران سالهاست دچار یک پارادوکس مزمن است؛ قیمتها با سرعت بالا میروند اما کیفیت، فناوری و حتی خدمات پس از فروش تقریباً ثابت ماندهاند. برخلاف بازارهای جهانی که قیمت تابعی از سطح تکنولوژی، ایمنی و استانداردهای آلایندگی است، در ایران متغیر اصلی تعیینکننده قیمت، نرخ ارز و سیاستهای کلان اقتصادی است.
یکی از عوامل مهم این شکاف، ساختار بسته بازار خودروست. محدودیت واردات باعث شده رقابت واقعی شکل نگیرد و خودروساز داخلی انگیزهای برای ارتقای محصول نداشته باشد. در چنین شرایطی، مصرفکننده نه بر اساس انتخاب آزاد، بلکه از روی اجبار خرید میکند؛ اجبار میان گزینههای محدود با اختلاف قیمتی بالا و تفاوت کیفی اندک.
عامل دیگر، تورم انتظاری است. خودرو در ایران فقط وسیله حملونقل نیست؛ به نوعی دارایی سرمایهای تبدیل شده است. این نگاه سرمایهای باعث میشود حتی خودروهایی با فناوری قدیمی، صرفاً به دلیل حفظ ارزش پول، با افزایش قیمت مواجه شوند. نتیجه آن است که بازار از منطق مصرفی فاصله گرفته و به بازاری شبهمالی تبدیل شده است.
در این میان، هزینههای پنهان مانند افت کیفیت قطعات، کاهش دوام فنی و افزایش استهلاک، مستقیماً به مصرفکننده منتقل میشود. خریدار در ظاهر خودرو را با قیمت بالاتر میخرد، اما در واقع در طول زمان هزینهای چندبرابری بابت تعمیرات و افت کارایی پرداخت میکند.
جمعبندی اینکه تا زمانی که رقابت واقعی، ثبات اقتصادی و نگاه مصرفمحور به خودرو در کشور شکل نگیرد، قیمت همیشه جلوتر از کیفیت حرکت خواهد کرد؛ مسیری که در نهایت به زیان مصرفکننده و فرسودگی ناوگان منجر میشود.

